کاربردهای فیلتر زیاد است؛ در ماشین فیلتر هوا داریم و فیلتر روغن که گرد و خاک و کثافت را فیلتر میکند؛ فیلتر سیگار داریم که کمی از دود خالص را میگیرد که کمتر برای سلامتی ضرر داشته باشد؛ در دستگاههای تصفیه آب و غیره هم داریم؛ البته همینجوری هم که از اسمش پیداست برای صاف کردن یا خالص کردن یک چیز استفاده میشود.
از وقتی هم که اینترنت توی دنیا جای پایش را محکم کرد چیزی هم آمد به اسم فیلتر و فیلترینگ که تا آن موقع کسی ازش چیزی نشنیده بود. عدهای هم شدند عمو فیلتر باف یا همان فیلترکن خودمان. اول کارشان سخت بود، باید سایتهای بد و خوب رو پیدا میکردند بعداً فیلتر میکردند اما کمکم آنها هم پیشرفت کردند، آمدند کلمات سیاه گذاشتند و گفتند اینها از این به بعد برای دنیای مجازی و حقیقی مضر است و ما هم فیلترشان میکنیم که حالشان را بگیریم! خلاصه کافیه که این کلمات رو استفاده کنید تا دمار از روزگارتان در بیآید… تازگیها هم گویا پیشرفتهای دیگری کردند و کارهای ژانگولر جدیدی از خودشان درمیآورند که ما درک نمیکنیم!
حالا این وسط کیا سود کردند؟
اول : اونایی که سیستمهای فیلترینگ رو میفروشن!
دوم : اونایی که ضدفیلترینگ رو میفروشن!
کی ضرر کرد؟ خوب اونی که فیلتر میکنه! وا تعدادی از ما! البته خب الآن اونقد پروکسی و برنامههای رایگان هست که وارد شدن به یک سایت فیلتر شده هم چندان سخت نیست! این مثلاْ یکی از این برنامههای خوب و مجانی هست ، کافیه دانلودش کنی و اجراش کنی، اگر ADSL هم داشته باشی که اصلاً احساسِ افت سرعت نخواهی داشت.
خب، حالا عمو فیلترباف تو نظرت چیه؟ تو بیکاری؟ بیماری؟ پولداری؟ داستانت چیه که میای فیلتر میبافی میندازی رو شبکه؟ اونی که باید رَد بشه، میشه. تازه این همه هم وسیلهی مسخره کردن خودت رو درست میکنی! چرا این کار رو میکنی؟ یا شاید هم تو باغ نیستی اصلاً؟! این همه سایت فیلتر شده، بنظرت از بازدید کنندههاشون کم شده؟ بنظرت تغییر عقیده دادن؟ یا برعکس؟ یک عدهی دیگه هم برضد خودت کردی؟ الآن بچه به باباش میگه بیا آنتی فیلتر آوردم باباش میگه « آفرین مهندس»! تازه این همه کارتهای VPN اومده تو بازار، انواع و اقسام! حالا بنظر تو با این همهVPN کی میره تو فیلتر؟ فقط اومدی اسبابِ دردسر برای خودت درست کردی. نمیشه که تا یه مسئلهای پیش میاد زود صورت مسئله رو پاک کنی، این از علامتهای آدمای ضعیف هست، تو هرچی یه قدم بری عقب یه سایت دیگه رو فیلتر کنی ما یه چیز جدیدتر پیدا میکنیم. بالاخره ما از این فیلتر رد میشیم، چه یخوای چه نخوای.
کمانگیر میگوید : تو من را فیلتر می کنی، و تو سایت سکسی را فیلتر می کنی. این یعنی نه فقط دهان من را می خواهی ببندی، بلکه می اندازیم توی بند کنار ِ “عکس ِ خصوصی جیگر” منتشر کننده ها. این یعنی تو من را دوبرابر آزار می دهی. بعد چه می شود؟ بعد من می روم و روش پیدا می کنم که فیلتر تو را از کار بیاندازم. و می اندازم. می دانی که می اندازم. اما این کار یک ایراد ِ بزرگ دارد. این یعنی من به همان خلق الله که تو خودت را مسوول هدایتشان به بهشت کرده ای، یاد می دهم چطور سایت سکسی هم ببینند. تو با فیلتر کردن ِ من، به من انگیزه می دهی برای اینکه با تو بجنگم. در این جنگ چیزی که من و تو هر دو بهش اعتقاد داریم زیر سوال می رود
تو این دنیای بزرگ مجازی ما دیگه مشترک موردنظر شما نیستیم، ما مشترکِ یک اجتماعِ بزرگ هستیم که یک نفر نمیتونه برای ما مشخص کنه که کجا بریم و کجا نریم…. اینجا دیگه برای ماست، این همه فیلتر و میلتر و این چیزا هم توی این چندین سال هیچ فایدهای نداشته…
حالا از ما گفتن بود…. خوش بگذره!



2 جواب تا اینجا
دانشطلب // آوریل 11, 2009 روی 7:00 ب.ظ
وقتی فکر نمی کنیم : عموفیلترباف جواب می دهد
http://madreseyema.blogfa.com/post-256.aspx
ناباور // آوریل 12, 2009 روی 5:21 ب.ظ
آفرین! گل گفتی. ولی حیف که گوش شنوا نیست.