روی مدار زندگی

محتوای آوریل 2009

فرندفید : پارک دنیای مجازی

آوریل 16, 2009 · نوشتن دیدگاه

friendfeed_logoمدت ها بود سر و صدای فرندفید را شنیده بودم و همه برایم تعریف می کردند، اما آنقدر کنجکاو نشده بودم که دنبال‌اش بروم و ببینم چی هست، اما توی هیمن مدت کوتاهی که شاید یک ماه و نیمی بشود که عضوی از فرندفید شده‌ام تازه فهمیدم عجب دنیای عجیب و غریب و باحالی هست. از فرندفید خوشم آمد چون همه با هم دارند حرف می زنند و هیچکس هم به هیچکس نمی گوید آرام‌تر و اگر هم بگوید کو گوش شنوا. و از این خوشم آمد که چقدر آدم اینجا کنار هم دارند وقت می گذرانند چقدر حرف، چقدر ایده…..
چند روزی هست که سعی می کردم یک چیزی بنویسم درباره فرندفید اما درمیان کارهای دیگر نوشته‌ی نیمه نوشته شده رها شده بود، تا اینکه امروز در فرندفید بحثی شد که خب ایده‌ای که توی ذهنم بود را کمی اینور و آنور کرد و دوباره گفتم می‌نویسم‌اش، و این شد که این را کامل کردم. خیلی‌ها درباره‌ی فرندفید نوشته‌اند، اما خب من هم بنویسم، چه ایرادی دارد؟ مگر قرار نیست همه حرف‌های خودمان را بنویسیم؟ خب خوب است که بنویسیم و از حرف‌های هم استفاده کنیم.

دنیای مجازی؛
از زمانی که اینترنت پایش به خانه‌ها باز شد و عضوی از اعضای خانواده‌ها شد کم کم تبدیل شد به دنیای مجازی، دنیایی که برای آنکه با دنیای حقیقی اشتباه گرفته نشود به این نام خوانده شد. این دنیای مجازی کم‌کم رشد کرد، بزرگ شد و بزرگ شد و خیلی هم سریع این اتفاقات افتاد.
حالا ما یک دنیا داریم ما تمام ابعادش، یک دنیای وسیع با همه چیز؛ آدم‌ها، خانه‌ها؛ پست خانه‌ها، کافه‌ها و قهوه‌خانه‌ها، سینماها و…
فرض بگیریم که ما آدم‌های این دنیای مجازی همه یک خانه‌ای داریم به نام وبلاگ و پست‌خانه‌هایی داریم به نام ایمیل، کافه‌ها و قهوه‌خانه ها را هم شبکه‌های اجتماعی در نظر بگیرید که گفته گوها کمی خصوصی‌تر است، سینما هم داریم که همان یوتیوب و امثال آن باشد، دانشگاه و مدرسه‌اش هم سایت ویکی و امثال آن باشد و خیلی چیزهای دیگر؛ اما ما همیشه به یک جایی نیاز داشتیم که در آن قدم بزنیم، به غیر از جمع دوستان خودمان دیگران را هم به راحتی ببینیم و گاهی اوقات با آنها حرف بزنیم، در دنیای واقعی ما از سرکار و دانشگاه و سینما که به خانه می‌رویم همیشه از خیابان عبور می‌کنیم و این امکان برای همه وجود دارد که بدون تلاشِ زیادی بتوانند بقیه‌ی افرادِ جامعه را نیز ببینند و کمی دلشان باز بشود، اما در این دنیای مجازی خیابان‌های ما همان مسیرهای انتقال اطلاعاتی هستند که ما دسترسی به آنها نداریم؛ پس کجا دیگران را ببینیم؟ کجا صدای این مردم را بشنویم؟ کجا با یک آدم غریبه گپ بزنیم؟ آیا دوستان هرچند زیاد اطراف ما همیشه کافی هستند برای حرف زدن؟ آیا گاهی احساس نمی کنید دوست دارید با یک شخص دیگر به غیر از اطرافیان‌تان گپ بزنید؟ یا لاقل صدای زنده بودن و زندگی این دنیای بزرگ را بشنوید؟
خب، فرندفید برای همین اینجا هست!

ساختار فرندفید ساختار خیلی تفکیک شده و خصوصی شده نیست، خیلی برچسب گذاری نشده است، از نظر خیلی‌ها بار اطلاعاتی زیادی ندارد، درهم و برهم است، هرکسی حرف خودش را میزند، همه به کار خودشان مشغول هستند، و شما وقتی وارد این فضا می شوید ناچار هستید صدای همه را بشنوید حتی اگر با یک دوست نشسته اید و گپ می زنید صدای دیگران را می شنوید، و این فضا از نظر من درست مانند پارک‌های دنیای واقعی خودمان است، مانند همان زمانی که تنها رفته‌اید پارک تا کمی هوا بخورید ولی آدم‌های زیادی هم آمده‌اند آنجا، بچه ها دارند بازی می کنند، یک عده آنجا شطرنج بازی می کنند، یک عده آنجا بحث علمی می کنند، یک عده بحث سیاسی و شما ناچارید صدای همه را بشنوید، و حتی می توانید با آنها گپ هم بزنید، با آنها دوست بشوید و حتی از همین شنیدن صداها از خبرها با خبر بشوید یا درباره‌ی چیزی که شاید نمی دانستید اطلاعاتی بگیرید، و این یعنی جریانِ زندگیِ یک شهر، جایی که همه دارند جنب و جوش می کنند.
خیلی از کاربرها بدنبال یک فضای شاید زیادی تخصصی و تقسیم‌بندی شده به فرندفید آمدند اما بعداز آنکه دیدند چقدر شلوغ است کمی توی ذوق‌شان خورد، اما بی‌آیید با این نگاه به فرندفید نگاه کنیم؛ ما همیشه به یک محیط شلوغ و باروحیه نیاز داریم که معنای زندگی و زنده بودن را مزه‌مزه کنیم، ما نیاز داریم که در شلوغی باشیم تا اجتماع را ببینیم و درک کنیم، حالا فرندفید این پارک را درست کرده است تا ما در یک اجتماع بزرگ با هم سهیم باشیم و یکدیگر را ببینیم و با هم گپ بزنیم و گاهی بحث‌های مفید داشته باشیم؛ تا بتوانیم غریبه‌ها را هم ببینیم و بشنویم.

فرندفید محل انتقال اطلاعات است!
فرندفید یک پارک است، درست! اما چه سود؟

ما پیش از این نوشته‌هایمان را با فید به اشتراک می‌گذاشتیم، و نوشته‌هایی را هم که دوست داشتیم همینطور؛ و همینطور دوستانمان، اما دوستان ما چندنفر هستند؟ صدنفر؟ خب، چندصد نفر در فرندفید عضو هستند؟ شما وقتی وارد فرندفید می شوید ناچارید نوشته ها و اطلاعاتی را که دیگران به اشتراک می گذارند را ببینید، آیا این حجم وسیعی از اطلاعات نیست که جابجا می شود؟ آیا همه ی‌ما همه این اطلاعات را از قبل می‌دانستیم؟ آیا می‌توانستیم نوشته‌های ادبی یک فردی را که حتی اسمش را هم نمی‌دانیم قبل از این بخوانیم؟ پس این نیمی از آن حجم اطلاعاتی هست که خیلی ها منکر آن می‌شوند. این اندازه اطلاعات با همه نوع سلیقه و گوناگونی را به راحتی نمی توان هرجای این دنیای مجازی بدست آورد.
فرندفید کار راه‌انداز هم هست! شما یک سؤالی دارید درباره‌ی کامپیوتر، اینترنت، شبکه، موبایل یا هرچیزی؛ کافی هست که یک فید بنویسید تا همه‌ی کسانی که دراین‌باره اطلاعاتی دارند در اختیار شما بگذارند. حتی فکرکنید شما می خواهید درباره ی چیزی نظرسنجی کنید؟ در دنیای واقعی هم به پارک‌ها خیابان‌ها میروند، کافی هست باز هم یک فید بدهید تا همه نظرشان را بگویند.
حتی شما می‌توانید اطلاعات خودتان را راحت‌تر با مردم این دنیای مجازی به اشتراک بگذارید و اینجوری بینندگانی از تمام سلیقه‌ها را بدست خواهید آورد تا بتوانید از نظرات همه‌ی آنها استفاده کنید. یا بینندگان خاص بیشتری پیدا کنید.

اما چرا می گویم فرندفید همینطور که هست خوب است؟
خب، همانطور که شما نمی توانید به تمام مردمی که می‌آیند به یک پارک بگویید درباره‌ی چی صحبت کنند یا آهسته و یا آرام تر صحبت و یا بازی کنند اینجا هم نمی توانید، اما شما می توانید در همین محیط شلوغ  به راحتی با جمعی از دوستان‌تان یا کسانی که با آنها درباره مسائلی هم عقیده هستید صحبت کنید و کاری به دیگران نداشته باشید؛ و درضمن به نظر من شما از یک محیط سرحال و سرزنده نیز استفاده کرده‌اید تا کمی حال و هوای‌تان هم عوض شود.

فرندفید شلوغ است، درهم و برهم است، خودمختار است، گاهی اوقات توپ بچه ها می زند قوری چایی را چپ می کند، همه به فکر بازیگوشی هستند، اما اینها همه علائم زندگی هستند، اینها علائم پویایی و شادابی هست، هرچند زیر همین پوشش شادی‌های زودگذر چیزهای دیگری هم هست، اما لاقل برای مدت کوتاهی حال و هوای ما را عوض می‌کند، کمی از فکرهای بیهوده دورمان میکند و می‌تواند انرژی مثبتی باشد برای کار و زندگی. گاهی می تواند ایده‌ی جدیدی را به ذهن‌مان نزدیک کند؛ و از همه مهم‌تر می تواند دوستان زیادی را برای ما پیدا کند که در دنیای واقعی هم وقت پیدا کردن این همه دوست را نداریم.
بی‌آیید فرندفید را همینطور که هست قبول کنیم، خط قرمزی نکشیم دور خودمان و دوربقیه که این مسخره بازی‌ها دیگر از حد گذشته است، ما در این دنیای شلوغ و درهم و برهم واقعی که وقت رفتن به یک پارک را هم نداریم خیلی وقت‌ها نیاز داریم که با دیگران ارتباط برقرار کنیم و سر و صدای آنها را بشنویم و گاهی هم قاطی بازی شویم و پایمان را بزنیم به توپ بچه ها.

RSS

دسته‌ها: نقد و نظر · وبلاگ
برچسب‌ها: , , ,

اینترنت دیگر آزاد است

آوریل 12, 2009 · 3 دیدگاه

arton12-d33afبرنامه‌های کدباز ( اوپن‌سورس ) به‌دلیل قابلیت تغییر و تحول بوسیله‌ کاربران عمدتاً برنامه‌های راحتی برای کاربران هستند و به‌علت پیچیده نبودن ساختارشان کاربرهای مبتدی هم به راحتی می‌توانند از آنها استفاده کنند و از تمامی قابلیت‌های آنها استفاده کنند و همینطور حفره‌های امنیتی و معایب آنها نیز سریعاً توسط کاربران رفع می‌شوند و برای بقیه به اشتراک گذاشته می‌شود.
یکی از برنامه‌ها که می‌خواهم الآن معرفی کنم که این روزها هم کاربرد فراوان دارد و خواهد داشت برنامه Jap/JonDo هست.
این برنامه یک برنامه پروکسی هست که برای تمامی کاربرها و سیستم‌عامل‌ها تهیه شده و به راحتی و با حجم بسیار پائین در دسترس هست؛ فقط کافیست به سایت آن مراجعه کنید و روی دانلود کلیک کنید. تنظیمات بسیار ساده‌ای داره و چند سرور رایگان و چندین سرور پولی داره که در مقابل برنامه‌های مشابه که خودم امتحان کرده‌ام از سرعت بالایی برخوردار هست و به علت داشتن سرورهای متعدد مشکل بیرون افتاده شدن از سرور هم وجود ندارد ( لاقل برای من که مدت‌هاست از آن استفاده می‌کنم پیش نیامده است ).

JAP/JonDo

JAP/JonDo

قدم اول : به سایت Jap/JonDo بروید و نسخه مربوط به سیستم‌عامل خودتان را دانلود کنید.

قدم دوم (کاربران لینوکس ) : نسخه مربوط به لینوکس با جاوا اجرا میشود، در نتیجه باید قبل‌از هرکاری یک برنامه جاوا مانند Sun Java Runtime را از مخازن خود دانلود و نصب کنید.
سپس فایلی را که از سایت دریافت کردید از حالت فشرده خارج کنید.
به داخل پوشه بروید و روی فایل Jap.jar کلیک راست کنید و به Properties بروید.
در قست Open With گزینه Sun Java Runtime را تیک بزنید. (اگر برنامه Java runtime دیگری دارید آنرا تیک بزنید )
تأیید کنید و حالا با دوتا کلیک برنامه را باز کنید.
بعداز باز شدن پنجره صفحه تنظیمات باز می‌شود به این‌صورت عمل کنید :

اولی را NEXT کنید و بعدی که مشخصات پورت و آی‌پی می‌باشد

صفحه بعد NEXT کنید

سپس در مرحله سوم و چهارم گزینه اخری را انتخاب کنید

سپس دوباره NEXT بزنید

و در بخش اخر FINISH کنید

این تنظیمات ذخیره می‌شود و همیشه از همین تنظیمات استفاده می‌شود.

حالا در فایرفاکس بروید به منوی Edit و سپس  Perfrense  و در پنجره باز شده روی Advanced کلیک کنید و سپس روی Network بروید و بعدشSetting را کلیک کنید
Manual proxy configuration رو انتخاب کنید و مانند زیر تنظیم کنید

IP address   127.0.0.1 /    Port    4001

و حالا تیک Use this proxy server for all protocols را بگذارید و Ok کنید و بعد close کنید

البته می‌توانید همین تظیمات را یافزونه FoxyProxy در فایر‌فاکس هم تنظیم کنید.

قدم دوم ( کابران ویندوز ) : فایل exe را اجرا کنید، برنامه شروع به نصب شدن می‌شود، در پنجره‌ی Select Install Type گزینه اول ( Integration in windows start menu ) را انتخاب کنید و برنامه را نصب کنید.
بعداز نصب، برنامه را اجرا کنید زبان را انتخاب کنید و در صفحه بعد حالت نمایش برنامه را گزینه‌ی دوم انتخاب کنید و Next را بزنید. بعداز آن برنامه بسته می‌شود و دوباره باز می‌شود.بعداز باز شدن مجدد برنامه صفحه تنظیمات می‌آید. صفحه اول زبان و صفحه دوم بازهم حالت نمایش است که قبلاً تنظیم شده‌اند و نیازی به تغییر نیست Next را بزنید و از صفحه سوم به بعد مانند زیر تنظیم کنید :

صفحه سوم Next را بزنید.

در صفحه چهار و پنج گزینه آخر را انتخاب کنید و Next را بزنید.

در آخر Finish را بزنید.

برنامه تنظیم شد.

اگر از فایرفاکس استفاده می‌کنید مانند دستورالعمل کاربران لینوکس برای فایرفاکس استفاده کنید.
اگر از اینترنت اکسپلورر استفاده می‌کنید به Internet Option بروید، به Connections بروید. در قسمت Local Area Network روی LAN Settings کلیک کنید. در پنجره جدید بر روی Use Proxy for your LAN را تیک بزنید و مانند زیر وارد کنید :

Address : 127.0.0.1   /    Port : 4001

O.K کنید. دوباره O.K کنید.

حالا می‌توانید لذت ببرید از اینترنت باز و آزاد.

همچنین شما می‌توانید این برنامه را برروی فلش‌مموری خود نصب کنید و همیشه همراه داشته باشید. برای این‌کار  در نسخه‌های لینوکس نیازی به هیچ عملیات خاصی نیست فقط دستگاه موردنظر باید Java Runtime را داشته باشد و اما برای ویندوز تمامی مراحل مانند قبل است فقط در هنگام نصب در صفحه Select Install Type گزینه JonDo+Portable  را انتخاب کنید و آدرس پوشه نصب را برروی پوشه دلخواه در مموری‌فلش خود تنظیم کنید. شما با این روش می‌توانید در هر میحط و مکان و زمانی بدون محدودیت به اینترنت دسترسی داشته باشید.
و اینکه FoxuyProxy چیست؟ FpxyProxy یک افزونه برای فایر‌فاکس هست که جانشین تنظیمات پروکسی در فایر‌فاکس است، و به این‌صورت کار می‌کند که شما با انتخاب سایت‌های مورد نظر خودتان که می‌خواهید برای ورود به آنها از پروکسی استفاده کنید را در آن مشخص می‌کنید و این افزونه بصورت خودکار هنگام ورود به این آدرس‌ها پروکسی را روی فایر‌فاکس فعال می‌کند و نیازی نیست که شما هرلحظه به تنظیمات فایر‌فاکس بروید و پروکسی را فعال یا غیرفعال کنید. همچنین شما با تنظیم کلیدواژه‌های خاصی می‌توانید به این افزونه بگویید که در زمانی که این کلمات را در یک صفحه مشاهده کرد به‌صورت خودکار آدرس را به‌لیست خود اضافه کند و همچنین امکان استفاده Tor را نیز دارد. اگر خواستید از FoxyProxy استفاده کنید می‌توانید به راهنمایی پدرام در اوبنتو‌بلاگ بخش نخستبخش دوم نگاهی بی‌اندازد
این برنامه برروی ویستا هم تست شده و کاملاً خوب کار می‌کند.

با تشکر از انجمن‌های فارسی اوبونتو برای راهنمای تنظیمات در اوبونتو

RSS

دسته‌ها: برنامه · سایت · معرفی
برچسب‌ها: , , , ,

با این همه فیلترشکن، کی میوفته تو دام؟

آوریل 8, 2009 · 2 دیدگاه

کاربردهای فیلتر زیاد است؛ در ماشین فیلتر هوا داریم و فیلتر روغن که گرد و خاک و کثافت را فیلتر می‌کند؛ فیلتر سیگار داریم که کمی از دود خالص را می‌گیرد که کمتر برای سلامتی ضرر داشته باشد؛ در دستگاه‌های تصفیه آب و غیره هم داریم؛ البته همینجوری هم که از اسمش پیداست برای صاف کردن یا خالص کردن یک چیز استفاده می‌شود.
از وقتی هم که اینترنت توی دنیا جای پایش را محکم کرد چیزی هم آمد به اسم فیلتر و فیلترینگ که تا آن موقع کسی ازش چیزی نشنیده بود. عده‌ای هم شدند عمو فیلتر باف یا همان فیلترکن خودمان. اول کارشان سخت بود، باید سایت‌های بد و خوب رو پیدا می‌کردند بعداً فیلتر می‌کردند اما کم‌کم آنها هم پیشرفت کردند، آمدند کلمات سیاه گذاشتند و گفتند اینها از این به بعد برای دنیای مجازی و حقیقی مضر است و ما هم فیلترشان می‌کنیم که حالشان را بگیریم! خلاصه کافیه که این کلمات رو استفاده کنید تا دمار از روزگارتان در بی‌آید… تازگی‌ها هم گویا پیشرفت‌های دیگری کردند و کارهای ژانگولر جدیدی از خودشان درمی‌آورند که ما درک نمی‌کنیم!

حالا این وسط کیا سود کردند؟
اول : اونایی که سیستم‌های فیلترینگ رو می‌فروشن!
دوم : اونایی که ضدفیلترینگ رو می‌فروشن!

کی ضرر کرد؟ خوب اونی که فیلتر میکنه! وا تعدادی از ما! البته خب الآن اونقد پروکسی و برنامه‌های رایگان هست که وارد شدن به یک سایت فیلتر شده هم چندان سخت نیست!  این مثلاْ یکی از این برنامه‌های خوب و مجانی هست ، کافیه دانلودش کنی و اجراش کنی، اگر ADSL هم داشته باشی که اصلاً احساسِ افت سرعت نخواهی داشت.

خب، حالا عمو فیلترباف تو نظرت چیه؟ تو بی‌کاری؟ بیماری؟ پولداری؟ داستانت چیه که میای فیلتر می‌بافی می‌ندازی رو شبکه؟ اونی که باید رَد بشه، میشه. تازه این همه هم وسیله‌ی مسخره کردن خودت رو درست می‌کنی! چرا این کار رو می‌کنی؟ یا شاید هم تو باغ نیستی اصلاً؟! این همه سایت فیلتر شده، بنظرت از بازدید کننده‌هاشون کم شده؟ بنظرت تغییر عقیده دادن؟ یا برعکس؟ یک عده‌‌ی دیگه هم برضد خودت کردی؟ الآن بچه به باباش میگه بیا آنتی فیلتر آوردم باباش میگه « آفرین مهندس»! تازه این همه کارت‌های VPN اومده تو بازار، انواع و اقسام! حالا بنظر تو با این همهVPN کی میره تو فیلتر؟ فقط اومدی اسبابِ دردسر برای خودت درست کردی. نمیشه که تا یه مسئله‌ای پیش میاد زود صورت مسئله رو پاک کنی، این از علامت‌های آدمای ضعیف هست، تو هرچی یه قدم بری عقب یه سایت دیگه رو فیلتر کنی ما یه چیز جدیدتر پیدا می‌کنیم. بالاخره ما از این فیلتر رد میشیم، چه یخوای چه نخوای.

کمانگیر می‌گوید : تو من را فیلتر می کنی، و تو سایت سکسی را فیلتر می کنی. این یعنی نه فقط دهان من را می خواهی ببندی، بلکه می اندازیم توی بند کنار ِ “عکس ِ خصوصی جیگر” منتشر کننده ها. این یعنی تو من را دوبرابر آزار می دهی. بعد چه می شود؟ بعد من می روم و روش پیدا می کنم که فیلتر تو را از کار بیاندازم. و می اندازم. می دانی که می اندازم. اما این کار یک ایراد ِ بزرگ دارد. این یعنی من به همان خلق الله که تو خودت را مسوول هدایتشان به بهشت کرده ای، یاد می دهم چطور سایت سکسی هم ببینند. تو با فیلتر کردن ِ من، به من انگیزه می دهی برای اینکه با تو بجنگم. در این جنگ چیزی که من و تو هر دو بهش اعتقاد داریم زیر سوال می رود

تو این دنیای بزرگ مجازی ما دیگه مشترک موردنظر شما نیستیم، ما مشترکِ یک اجتماعِ بزرگ هستیم که یک نفر نمی‌تونه برای ما مشخص کنه که کجا بریم و کجا نریم…. اینجا دیگه برای ماست، این همه فیلتر و میلتر و این چیزا هم توی این چندین سال هیچ فایده‌ای نداشته…

حالا از ما گفتن بود…. خوش بگذره!

RSS

دسته‌ها: وبلاگ
برچسب‌ها: , ,