آزادی که بپذیری
آزادی که بگویی نه
و این
زندانِ کوچکی نیست.
ما آدمهای بیمعرفتی نیستیم، همهجا از یکدیگر حرف میزنیم، همیشه از هم یاد میکنیم، اما چقدر از حال و احوال هم خبر داریم؟ چقدر با یکدیگر حرف میزنیم؟ چندبار در ماه و در سال یکدیگر را میبینیم؟ و قبل از اینکه مشکلی پیش بیآید برای یکدیگر نگران و پریشان میشویم…
شاید هیچوقت، شاید خیلی کم؛ و همیشه آنقدر صبر میکنیم که زنگِ اختاری به صدا در بیآید تا خطر را احساس کنیم.
باورم نمیشود، شهرام، آن مردی که بلند بلند میخندید همین چندوقت پیش و کنارم نشسته بود الآن در بیمارستان و زیر تیغ جراح باشد و من چه دوست بیمعرفتی که باید از اطراف بشنوم که او عمل داشته است.
ما همیشه جا میمانیم، از همه چیز، از زندگی، از کار، از خوسبختی، از دوستان… همیشه جا میمانیم و از جبران چاماندگیمان هم جا میمانیم، همیشه آنقدر حساب و کتاب میکنیم برای رفتهها و ماندهها که سردرگم و متوهم سرمان را که بالا میآوریم میفهمیم باز هم جا ماندهایم؛ و این سخت است، سخت…
شهرام شیدایی مدتها از درد عجیبی رنج میبرد و به علت هزینههای بالای پزشکی نمیتوانست به دکتر متخصص مراجعه کند، جند هفته قبل دکترها متوجه بیماری سرطان مری شدند و او ۲۱ بهمن ماه در بیمارستان بستری شده است و تحت عمل جراحی قرار گرفته است.
هزینه عمل جراحی و همچنین شیمی درمانی شهرام شیدایی به گفته روحی افسر مدیر انتشارات کلاغ سفید ۳۰ میلیون تخمین زده شده در حالی که بیمه تأمین اجتماعی هنرمندان تنها ۳۰ درصد از این هزینه را پرداخت میکند، او همچنین گفته است : قرار است عدهاي از هنرمندان و دوستان شيدايي، اول اسفندماه از ساعت 14 تا 21 در گالري «طراحان آزاد تهران» (واقع در خيابان فتحي شقاقي) براي کمک به تأمين هزينههاي عمل و بيمارستان، آثار و نقاشيهايي را به معرض فروش بگذارند.
و همه اینها در حالی است که تمامی نهادهای فرهنگی فقط نظارهگر هستند و از هرگونه کمک خودداری میکنند و تنها جمعی از دوستان شهرام شیدایی برای کمک به این نویسنده و شاعر و مترجم آسنین بالا زدهاند.
مرتبط :




