روی مدار زندگی

محتوای فوریه 2009

جای خالی یک واژه…

فوریه 18, 2009 · یک نظر بنویسید

آزادی که بپذیری
آزادی که بگویی نه
و این
زندانِ کوچکی نیست.

shahramما آدم‌های بی‌معرفتی نیستیم، همه‌جا از یکدیگر حرف می‌زنیم، همیشه از هم یاد می‌کنیم، اما چقدر از حال و احوال هم خبر داریم؟ چقدر با یکدیگر حرف می‌زنیم؟ چندبار در ماه و در سال یکدیگر را می‌بینیم؟ و قبل از اینکه مشکلی پیش بی‌آید برای یکدیگر نگران و پریشان می‌شویم…
شاید هیچوقت، شاید خیلی کم؛ و همیشه آنقدر صبر می‌کنیم که زنگِ اختاری به صدا در بی‌آید تا خطر را احساس کنیم.
باورم نمی‌شود، شهرام، آن مردی که بلند بلند می‌خندید همین چندوقت پیش و کنارم نشسته بود الآن در بیمارستان و زیر تیغ جراح باشد و من چه دوست بی‌معرفتی که باید از اطراف بشنوم که او عمل داشته است.

ما همیشه جا می‌مانیم، از همه چیز، از زندگی، از کار، از خوسبختی، از دوستان… همیشه جا می‌مانیم و از جبران چاماندگی‌مان هم جا می‌مانیم، همیشه آنقدر حساب و کتاب می‌کنیم برای رفته‌ها و مانده‌ها که سردرگم و متوهم سرمان را که بالا می‌آوریم می‌فهمیم باز هم جا مانده‌ایم؛ و این سخت است، سخت…

شهرام شیدایی مدت‌ها از درد عجیبی رنج می‌برد و به علت هزینه‌های بالای پزشکی نمی‌توانست به دکتر متخصص مراجعه کند، جند هفته قبل دکترها متوجه بیماری سرطان مری شدند و او ۲۱ بهمن ماه در بیمارستان بستری شده است و تحت عمل جراحی قرار گرفته است.
هزینه عمل جراحی و همچنین شیمی درمانی شهرام شیدایی به گفته روحی افسر مدیر انتشارات کلاغ سفید ۳۰ میلیون تخمین زده شده در حالی که بیمه تأمین اجتماعی هنرمندان تنها ۳۰ درصد از این هزینه را پرداخت می‌کند، او همچنین گفته است : قرار است عده‌اي از هنرمندان و دوستان شيدايي، اول اسفندماه از ساعت 14 تا 21 در گالري «طراحان آزاد تهران» (واقع در خيابان فتحي شقاقي) براي کمک به تأمين هزينه‌هاي عمل و بيمارستان، آثار و نقاشي‌هايي را به معرض فروش بگذارند.
و همه اینها در حالی است که تمامی نهادهای فرهنگی فقط نظاره‌گر هستند و از هرگونه کمک خودداری می‌کنند و تنها جمعی از دوستان شهرام شیدایی برای کمک به این نویسنده و شاعر و مترجم آسنین بالا زده‌اند.

مرتبط :

نويسنده در ايران حق بيمارشدن ندارد

شهرام رام مرگ نمی‌شود!

یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی

دسته‌ها: از اطراف · وبلاگ
بر چسب ها: , ,

بالاترین اینجاست!

فوریه 5, 2009 · ۱ دیدگاه

این اولین تصاویر مخابره شده است! ( البته برای اینکه مطمئن بشم مجبور شدم خودم مخابره کنم!!! )

balatarin

من این خبر را اول در اوبونتوبلاگ و دست‌نوشته‌ خواندم

پدرام نوشته است :

« سلام.

سرانجام مشکل بالاترین حل شد و این سایت با این کارتون از وحید نیک‌گو در صفحه اول بازگشت.عزیز در این فید این خبر را اعلام کرد. »

من هم با آنکه فعالیت‌ام در بالاترین چندان زیاد نبود و چندان زیاد هم طول نکشید از بازگشت بالاترین خوشحال هستم، چون علاوه بر اینکه همیشه لینک‌های بالاترین را از فید نگاه می‌کردم به نظرم این یک پیروزیِ کوچک و ساده نیست. این نشان‌دهنده قدرت و همبستگی وبلاگ‌نویسانِ ایرانی است.

و البته من هم به اندازه خودم از همه کسانی که تلاش کردند تشکر می‌کنم.

پ.ن : آدرسی در عکس هست فقط و فقط یه علت استفاده از پروکسی هست و بس!!!

دسته‌ها: از اطراف · وبلاگ

اون احمقی که…

فوریه 5, 2009 · 5 دیدگاه

دسته‌ها: از اطراف · تند و گزنده · وبلاگ
بر چسب ها: , , ,

اولین پادکست…

فوریه 2, 2009 · یک نظر بنویسید

مدت زیادی از ورود پادکست گذشته و خیلی‌ها از پادکست استفاده می‌کنند، و من هم تصمیم گرفته گاه وبی‌گاه به‌غیر از نوشته بودن صدا هم باشم.
این اولین پادکستی هست که ضبط کردم؛ و البته این کار رو بازهم ادامه خواهم داد…


pod

دسته‌ها: وبلاگ · پادکست
بر چسب ها: , ,