روی مدار زندگی

محتوای سپتامبر 2008

من نمی گویم نیا!

سپتامبر 24, 2008 · 2 دیدگاه

همه دارند می گویند که حمایت کنید، به خاتمی بگوئید که بی آید، با sms یا تلفن یا هر روش دیگر…
همه دارند سعی می کنند که خاتمی بی آید…

می دانی دوست من؟

من دوست ندارم سرم را کلاه بگذارند!
من دوست ندارم که کسی بی آید که این همه مردم پشت اش ایستاده اند و هیچ نمی کند با قدرتی که در دست اش دارد!
من دوست ندارم چند سال بعد باز هم بنویسم خاتمی تو بد کردی، تو سرِ همه را کلاه گذاشتی!

نه، نمی گویم نیا!
اما اگر باز هم همان حرف ها را بزنی می گویم نیا! می گویم من پشت ات را خالی می کنم.
اگر باز هم بیایی و بخواهی فقط برای ما حرف های خوب بزنی، از آزادی و آسایش حرف بزنی من پشت ات را خالی می کنم.
اگر باز هم بیایی و وقتی دانشجو را می زنند فقط اشک بریزی من پشت ات را خالی می کنم.

من می گویم بیا، اما یادت باشد، که آن سال چند میلیون پشت ات ایستادند و تو یادت رفت که آنها ایستاده اند.

من می گویم بیا، اما برای ما حرف نزن، لبخند نزن، گریه نکن، تو بیا و برای ما کاری کن.

دسته‌ها: وبلاگ
بر چسب ها: ,

آزادی با ماشين منکرات!

سپتامبر 3, 2008 · ۱ دیدگاه

اگر آزادی هست؛ اجازه دهيد آزادانه تجربه‌اش کنيم؛

نه با مصوبات و مقررات و ماشين‌های منکرات!

دسته‌ها: روزمرگی · وبلاگ
بر چسب ها: , ,