روی مدار زندگی

محتوای فوریه 2008

امروز نوزدهم بهمن، سي و هفت سال گذشت!

فوریه 8, 2008 · 3 دیدگاه

امروز نوزدهم بهمن هزار و سيصد و هشتاد و شش!
سي و هفت سال گذشت، از حماسه‌اي که در جنگل‌هاي سياهکل شکل گرفت، تا با محاصره و تسخير پاسگاه ژاندرامري سياهکل پايه‌ي فصل نويني از مبارزات ضداستبداد در ايران شکل بگيرد، تا هشت سال بعد، اين راه با عبور از قيامي خونين به سرانجام برسد و جامعه‌اي آزاد، برابر ساخته شود، و امروز سي‌ و هفت سال بعداز آن حماسه‌‌ي بزرگ، همه بهت زده نگاه مي‌کنند به نوشته‌ي « گرامي باد حماسه‌ي سياهکل » و از خودشان مي‌پرسند « چه شد؟ چه شد که انقلاب ما را دزديدند، انقلابي که با خونِ ما شکل گرفت و پيروز شد و دنيا را لرزاند و حال فرزند مرا براي فرياد کردنِ آزادي به زندان مي‌برند؟! »

و حال سي و هفت سال از آن شروع مي‌گذرد و در آستانه‌ي رسيدن به بيست و نهمين سالگرد پيروزي ثمره‌ي آن هستيم؛ و هنوز هيچکدام نمي‌دانيم، کجا رفت آن همه اميدهاي خوب به فردايي بهتر، به جامعه‌اي آزادي و برابر، نمي‌دانيم که چرا به خيابان آمديم و چرا قيام کرديم، و چرا به همين راحتي تمام دست‌آورده‌هايمان را دودستي تقديم کساني کرديم که خون‌مان را بر تيربارشان حلال مي‌دانند و قتل عام‌مان مي‌کنند!

و حال سال‌ها گذشته است، سال‌ها از فاجعه‌هاي تلخ، از کشتارهاي دسته‌جمعي، از اعدام‌ها و مردن‌هاي مشکوک، و يا از آن گُم شدن‌هاي هميشگيِ کساني که حرفشان را پس نگرفتند، گذشته است، ما فراموش کرديم، و فرزندان‌مان هيچ نمي‌دانند که چه گذشته است برما و بر اين خاک!

اما، اما آيا تو مي‌پنداري که اين خاکِ خونين، اين خاکِ آبستن به حاثه‌ها و حماسه‌هاي تلخِ تاريخ، اين خاکِ دردمند نيز مي‌تواند فراموش کند، ناله ها و فريادهاي آنان را؟

حال سال‌ها گذشته است، و ما هرسال، سرهايمان را بالا مي گيريم و با افتخار نگاهي به آسمان مي‌کنيم و يادِ هزاران هزار رفيقي مي‌افتيم که رفته‌اند و ديگر نمي‌آيند، به ياد اميدهايمان مي‌افتيم، به ياد شعارهايمان، حرف‌هايمان و مشت‌هايمان، و با چشمي خيس لحظه‌اي با يادشان خوش مي‌شويم…

گرامي‌باد نوزدهم بهمن، سي‌ و هفتمين سالروز حماسه‌ي سياهکل و حماسه‌آفرينان‌اش
با اميد به فردايي آزادتر

دسته‌ها: دنيا از نگاه من · وبلاگ
بر چسب ها: